پژوهشكده تحقيقات اسلامى
85
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
پس از جنگ صفين ، معاويه ، « يزيد بن شجره رهاوى » را با سپاهى به منظور غارت و ناامنى در شهرهاى قلمرو حكومت امام روانه ساخت يزيد بن شجره به مكّه رسيد و حاكم امام در مكه چون مردم او را كمك نكردند براى رفتن به كوفه آماده شد كه ناگاه نامهاى از امام رسيد كه مردى دلاورى ، پرهيزگار و خداترس ، يعنى معقل را براى سركوبى آنان فرستاده است . معقل به تعقيب آنها پرداخت ، عدهء زيادى فرار كردند و گروهى دستگير شدند و امام آنها را با اسرايى كه در شام بودند ، مبادله كردند . « 1 » معقل در دوران امام حسن ( ع ) پس از شهادت امام على ( ع ) ، امام حسن ( ع ) خود را براى جنگ با معاويه آماده كرد . آن حضرت در ميان جمعيت بسيار سخن گفت ، امّا هيچ كس دعوتش را اجابت نكرد ، بجز برخى از رؤساى قبيلهها كه اولين نفر عدى بن حاتم و پس از وى معقل بن قيس بود . « 2 » معقل در سال 43 هجرى كه به همراه سه هزار سپاهى به جنگ مستوردبن علفه خارجى رفته بود ، در جنگى تن به تن به شهادت رسيد . « 3 » احنف بن قيس احنف بن قيس ، سرور بنى تميم و از بزرگان و سياستمداران و سخنوران شجاع بود كه در بردبارى ضربالمثل است . او زمان پيامبر ( ص ) را درك كرد ، ولى آن حضرت را نديد ، از اين رو ترجمه نويسان ، او را از تابعين ذكر كردهاند . وى مشمول دعاى خير آن حضرت شد كه به مناسبتى فرموده بود : خداوندا احنف را بيامرز . پس از آن احنف مىگفت : هيچ چيز نزد من اميدوار كنندهتر از دعاى پيامبر ( ص ) نيست . « 4 » احنف در فتوحات عصر عمر و عثمان نقش برجستهاى داشت و شهرها و نقاط مختلفى به فرماندهى و تدبير او گشوده شد ، مانند فتح خراسان و مقابله با يزدگرد كه به خراسان گريخته بود و مصالحه با ايرانيانى كه از يزدگرد جدا شده و با گنجهاى خود ، تسليم مسلمانان شدند . « 5 »
--> ( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 508 - 511 ( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 39 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 38 ( 3 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 92 ؛ اعلام زركلى ، ج 8 ، ص 88 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 153 - 159 ( 4 ) . تاريخ ابن عساكر ، ج 7 ، ص 13 - 14 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 103 ( 5 ) . كامل ، ج 2 ، ص 549 - 553